تبليغاتX
دختر افتاب


دختر افتاب





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

ترامشب کسی که خودش هم عین نامش غمگین بود و از عشق سرخ به من اموخت که گاهی انسان می گرید بدون انکه چشمانش خیس شود و تنها علامت گریه تر شدن چشم نیست و من اندکی بعد از خودم دلتنگ شدم که کسانی که بی چشم خیس گریه می کنند ابری ترند سبک هم نمی شوند دل و دستشان هم می لرزد اشک هم که نمی ریزند پس خیالشان ناراحت ست.

برای او دعا می کنم که مثل خئدش باشد نه اسمش جوری نیست که برایش نامه بنویسم .این چند خط را هم محض شگفتی ام نوشتم از این مبتلا شدن برایش تنها دعا می کنم عزیز است چون سرخ است عین حقیقت و مثل مقدساتم. 

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره٫ فکر ٫هوا ٫عشق٫زمین مال من است.چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت.

نرنجم که با دیگری خو کنی تو با من چه کردی که با او کنی.


نويسنده: الناز مورخ: یکشنبه 16 تیر1387 در ساعت: 13:47
|+|

سخت ترین زندگی
قلب کوچکم مالامال از اندوه است دیگر جای ندارد ترک بر می دارد و پس از ان می شکند و این سرگذشت قلب کوچکی است که حتی توان تپش هم ندارد.چقدر سخت است زندگی کردن.

راستی در این میان چه کسی سخت ترین زندگی را گذرانده؟؟؟

من می گویم:

ان کس که با یک نگاه قلبش انقدر تپید تا رکورد شکنی کرد .

ان کس که هزاران بار رد پای اشکهایش بر کویر چهره اش خشک شد و پس از ان به خواب رفت.

ان کس که با طلوع اولین اشعه خورشید  مروارید اشک سحر در گوشه چشمش همچو الماس درخشید.

ان کس که معنای واقعی سوختن را فهمید.

ان کس که ان قدر گریه کرد تا فانوس چشمانش در طول جاده رو به خاموشی نهاد.

ان کس که ان قدر منتظر ماند تا.......انچه را در دل داشت برای همیشه با خود در زیر خروارها خاک پنهان کرد.   

 


نويسنده: الناز مورخ: جمعه 24 خرداد1387 در ساعت: 17:23
|+|

زنجیر عشق
حالا فهمیدم چرا زنجیر عشق تو محکمترین زنجیر دنیاست ای کاش تمام کودکی هایم بازی دیگری را به جای عمو زنجیر باف انتخاب می کردم ان عموی خیالی ان ورزها امروز خودش را جوری نشانم داد که فکرش رانمی کردم خودم گفتم ای کاش

نه من می گفتم و نه او می بافت زنجیر بلند و رها نشدنیه عشق تو را دیدم هیچ وقت با صدای هیچ پرنده ای حتی هیچ چیز برایم نمی اورد .نگو رفته بود تو را بیاورد

یادم باشد هر کودکی را در حال بچگی کردنش دیدم بگویم به همه بگوید تو را به خدا هیچ کس عمو زنجیر باف بازی نکند یا لااقل کسی عمو نشود و اگر شد در جواب

زنجیر مرا بافتیه هیچ کس حتی دشمنش بله نگوید چون مثل من می شود صاحب بلندترین زنجیر دنیا


نويسنده: الناز مورخ: پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 در ساعت: 18:21
|+|

به نام انکه یادش ترنم عارفانه زندگیست

سلام به همه دوستای گلم.امیدوارم که همه خوب و سالم و شاد باشید

ببخشید من یه مدتی نبودم از روی گل همتون شرمنده سرم خیلی شلوغ بود

اخه درسا خیلی سنگین شده اخر ترمم که هست و باید بخونم برای امتحانا

امروز براتون یه پست جدید می ذارم و منتظر نظر های قشنگتون هستم


نويسنده: الناز مورخ: پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 در ساعت: 18:13

 

امشب به یاد تک تک شب ها دلم گرفت

در اضطراب کهنه غم ها دلم گرفت

انگار بغض تازه ای از نو شکست

در التهاب خیس ورق ها دلم گرفت

از خواندن تمام ورق ها دلم بسوخت

از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت

در انتظارم تا که بگیرم خبر ز تو

در اتش گرفته سراپا دلم گرفت

متروکه نیست خلوت دلم ولی

از ارتباط مردم دنیا دلم گرفت

یک رد پا که سهم من از بی نشانی است

از رد خون که مانده به هرجا دلم گرفت

اینجا منم و خاطره هایی تمام تلخ

اقرار می کنم در امدم زپا دلم گرفت

نه اینکه فکر کنی دل از تو کنده ام

یا اینکه از محال تمنا دلم گرفت

از لحظه ای که هردو نگاهم اسیر شد

در امتداد هیچ قدم ها دلم گرفت

از لحظه ای که غرق شوم در خیال تو

ان دم که تنگ شدند نفس ها دلم گرفت

از اینکه باز تو نیستی کنار من

از اینکه باز خسته و تنهام دلم گرفت

تکرا می کنم این سطر های کهنه را

تکرار می کنم خدایا دلم گرفت

 

 

 

 

 

 

Click for Full Size View


نويسنده: الناز مورخ: یکشنبه 18 فروردین1387 در ساعت: 13:7
|+|

درخت عاشق
تک درخت صحرای وجودم مدت ها بود که دل به اسمان ابی پر ستاره بسته بود. او عاشق شده بود

عاشق شکوه و عظمت اسمان بی انتهایی و رنگ آبیش عاشق ستارگان چشمک زنش عاشق زیبای اش...........

دست هایش را از روی تمنا و نیاز به سوی بیکران آبی دراز می کردو او چه سان خورشید

 داغش را مامور کوبیدن شلاق بر پیکر ظریف درخت جوان ساخته بود.عاشق جوان هیچ

نمی گفت. در زیر ضربات بی رحمانه خورشید دستانش خشک شد و ترک برداشت

اما ...باز هم در طلب باران رحمت و لطف اسمان دست نیاز بلند کرد

معشوقه خسته زتمنای درخت سیاه شد بارید و بارید... درخت جوان می خندید

و پس از ان تیر خشمناک اسمان قلب او را به اتش کشید.......

تک درخت صحرای وجودم می سوخت اما باز هم می خندید چرا که   ........

هنوز هم عاشق بود

من همان درختی ام که زیر بارش باران و زیر شلاق های بران اسمان خرد شدم و شکستم....

و اینک این منم که می سوزم

تا زمانیکه خاکسترم در دست بی رحمانه باد به بازی گرفته شود

و ان وقت شاید اسمان دلتنگ حرف هایم شده باشد

شاید............

دلتنگ حرفهایم شده باشد


نويسنده: الناز مورخ: چهارشنبه 7 فروردین1387 در ساعت: 16:3
|+|

سال نو مبارک

با بهترین ارزوها

دعا یادتون نره


نويسنده: الناز مورخ: چهارشنبه 29 اسفند1386 در ساعت: 11:38
|+|

بی وفا
Click for Full Size View            نگه دگر به سوی چه می کنی؟

چو در بر رقیب من نشسته ای

به حیرتم که بعد از ان فریب ها

تو هم پی فریب من نشسته ای

 

به چشم خویش دیدم ان شب ای خدا

که جام خود به جام دیگری زدی

چو فال حافظ ان میانه باز شد

تو فال خود به نام دیگری زدی

 

برو...برو...بسوی او مرا چه غم

تو افتابی...اوزمین.....من اسمان

براو بتاب زانکه من نشسته ام

به نازروی شانه ستارگان

 

براوبتاب زانکه گریه می کند

در این میانه قلب من به حال او

کمال عشق باشد این گذشتها

دل تو مال من تن تو مال او

 

تو که مرا به پرده ها کشیده ای

چگونه ره نبرده ای به راز من؟

گذشتم از تن تو زانکه در جهان

تنی نبود مقصد نیاز من

 

اگر به سویت این چنین دویده ام

به عشق عاشقم نه بر وصال تو

به ظلمت شبان بی فروغ من

خیال عشق خوشتر از خیال تو

 

کنون که در کنار او نشسته ای

تو و شراب و دولت وصال او

گذشته رفت و ان فسانه کهنه شد

تن تو ماند و عشق بی زوال او

 


نويسنده: الناز مورخ: شنبه 25 اسفند1386 در ساعت: 14:25
|+|

 خبر به دورترین نقطه جهان برسد

                                  نخواست او به من خسته بی گمان برسد

شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت

                                   کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد

چه می کنی؟ اگراورا خواستی یه عمر

                                 به راحتی کسی ازراه ناگهان برسد

رهاکنی برود از دلت جداباشد

                                به ان که دوست ترش داشته به ان برسد

رهاکنی بروند و دو تا پرنده شوند

                               خبر به دورترین نقطه جهان برسد

گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری

                                 که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

خداکندکه...نه نفرین نمی کنم نکند

                                به او که عاشق او بوده ام زیان برسد

خداکند ققط این عشق از سرم برود

                                 خداکند که فقط زود ان زمان برسدClick for Full Size View


نويسنده: الناز مورخ: پنجشنبه 9 اسفند1386 در ساعت: 12:27
|+|

اربعین حسینی بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد

               التماس دعا


نويسنده: الناز مورخ: چهارشنبه 8 اسفند1386 در ساعت: 19:56

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس